الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
326
الغدير ( فارسي )
جميع جهان مبعوث شده باشد ، و آنكس كه پيغمبر او را جانشين و خليفهء خود قرار ميدهد ( براى اجراء قوانين شريعت خود ) . و ما اگر ( براى مماشات با اين گروه مخالف ) از آمدن مولى به معناى اولى بالشيىء غمض عين و صرف نظر نمائيم از اين دو معنى نميتوانيم صرف نظر كنيم و اين دو معنى ( امير و سيّد ) را در اين حديث ( حديث غدير خم ) جز بعالىترين مراتب آن و يا دامنه دارترين دواير آن نميتوان منطبق ساخت ، بعد از اينكه هر يك از معانى مولى را دانستيم كه ( با بررسى در لغت عرب ) بالغ بر بيست و هفت معنى مىشود كه ارادهء آن معانى در حديث مزبور امكان ( و مناسبت ) ندارد مگر آنمعنائيكه با اين دو معنى مطابقت داشته باشد و معانى بسيت و هفت گانه مولى از اينقرار است : 1 - ربّ ( پروردگار ) 2 - عمّ 3 - ابن عم - 4 - ابن ( فرزند ) - 5 - ابن اخت ( خواهر زاده ) 6 - معتق ( آزاد كننده ) 7 - معتق ( آزاد كرده شده ) - 8 - عبد ( برده و مملوك ) - 9 - مالك ( 1 ) 10 - تابع ( پيرو ) - 11 - منعم عليه ( مورد احسان قرار گرفته ) - 12 - شريك - 13 - حليف ( هم پيمان ) 14 - صاحب ( رفيق ) - 15 - جار ( همسايه ) - 16 - نزيل ( وارد و ساكن ) - 17 - صهر ( داماد ) - 18 - قريب ( نزديك ) - 19 - منعم ( خداوند نعمت ) - 20 - عقيد ( هم عهد و وابسته ) - 21 - ولىّ - 22 - اولى بالشيء - 23 - سيّد ( سرور و آقا ) 24 - محبّ ( دوستدار ) - 25 - ناصر ( ياور ) - 26 - متصرف در امر - 27 - متولى در امر . ( اينك بررسى هر يك از اين معانى براى تطبيق بمقام مورد بحث ) : امّا معناى اول ( ربّ ) ، ارادهء آن كفر است ، زيرا براى عالميان پروردگارى
--> ( 1 ) در جلد 7 صحيح بخارى صفحه 57 ( بجاى « مالك » ) مليك مذكور است ، و قسطلانى در جلد 7 شرح آن ص 77 گويد : مولى مليك است ، زيرا عهده دار امور مردم است ، و ابو محمد عينى نيز در « عمدة القارى » آن را چنين شرح داده ، و همچنين عدوى حمزاوى در « النور السارى » به همين لفظ بيان كرده .